محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
138
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
مسلمانان و مسيحيان يارى كند و نيز هيچ يك از دشمنانش را كه به او پناه مىبرند پناه ندهد . اين معاهده در هفتم ماه محرم سال 835 ه / شانزدهم سپتامبر سال 1431 منعقد گرديد و برفور به اجرا درآمد . بدينگونه كه پادشاه قشتاله لشكر خود به مرج غرناطه فرستاد . الايسر در رأس قواى خود به دفاع بيرون تاخت و در دشتهاى اليبره با مسيحيان روبهرو گرديد . الايسر منهزم شد و به غرناطه بازگرديد . اما يوسف بن المول ، توانست به يارى مسيحيان بر چند شهرى كه به اطاعت او گردن نهاده بودند چون رنده و لوشه و دژ اللوز مستولى شود . پادشاه قشتاله هم يوسف را پادشاه خواند . پس از آن يوسف با قواى خود به غرناطه آمد و سپاه الايسر به سردارى وزير ابن سراج به جنگ او آمد ولى منهزم شد و ابن سراج به قتل رسيد . لشكر يوسف به پايتخت درآمد و بيشتر نواحى مملكت به اطاعت او درآمدند . اشراف كه كار الايسر را روى در شكست مىديدند از گردش پراكنده شدند . الايسر اموال و زن و فرزند خود بگرفت با تنى چند از خواص خود از غرناطه خارج گرديد و به مالقه رفت . اين شهر همچنان به فرمان او باقى مانده بود . يوسف بن المول پيروزمند به الحمراء درآمد و در ژانويهء سال 1432 بر تخت نشست . نخستين كار يوسف بن المول آن بود كه با پادشاه قشتاله تجديد رابطه فرمانبردارى كرد ، و به عنوان سلطان غرناطه در بيست و دوم جمادى الاول همان سال / بيست و هفتم ژانويهء سال 1432 م بر آن مهر نهاد . « 31 » ولى مدت فرمانروائىاش دير نپائيد ، زيرا پيرمردى بيمار بود . پس از شش ماه كه در آن جز اعتراف به اطاعت پادشاه قشتاله كار ديگرى نكرد از جهان برفت . خضوع و فرمانبردارى غرناطه در برابر قشتاله چيزى بود كه سالها قشتاله براى تحقق آن كوشش كرده بود . پس از مرگ سلطان يوسف همهء احزاب به سلطان الايسر روى آوردند و او براى بار سوم بر تخت نشست و با پادشاه قشتاله به مدت يك سال پيمان صلح بست ولى
--> ( 31 ) . . 921 . II . R . P sacnamiS ed lareneg ovihcrA